هیچ کس ویرانیم راحس نکرد/وسعت تنهایم راحس نکرد/درمیان خندهای تلخ من/گریه پنهانییم راحس نکرد/درهجوم لحظه های بی کسی/درد بیکس ماندنم .راحس نکرد/آنکه با آغاز من مانوس بود/لحظه پایانیم راحس نکرد![]()
.jpg)
تو،بین منتظران هم /عزیزمنَُِ،چه غریبی/عجیب تر که چه آسان/نبودنت شده عادت/چه بی خیال نشستیم/نه کوششی نه وفائی/فقط نشسته وگفتیم /
خداکندکه بیایی
«مومن شادیش در رخسارواندوهش دردل است،
سینه اش ازهرچیزگشاده تراست،
ونفسش ازهرچیزخارتر،
ازسرکشی بدش می آیدو ریا وخودنمائی رادشمن میدارد،
اندوه اودراز،همت وکوشش اوبلنداست،
خاموشیش بسیار،وقتش مشغول وگرفته،
سپاسگزاروبیشمارشکیبااست،
درفکرواندیشه اش فرورفته وبه درخواست خود بخل می ورزد،
خوی اوهمواروطبیعتش نرم است،
نفس اوازسنگ محکم سخت تراست،
درحا لی که اواز بنده خارتراست.»
کار زشت طفل را مادر تلافی می کند/آتش اعمال را کوثر تلافی می کند/هرچه آیدبرسرم در این جهان عشق است عشق/روز محشر حضرت حیدر تلافی می کند./ یا مرتضی علی مددی
تا نگاه می کنی: وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن که باخبر شوی
لحظه ی عزیمت توناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
نا گهان چقدر زود دیر می شود!... *یا امان الخائفین*
امیر المومنین (ع) در نامه ای که برای محمدبن ابی بکر نوشت میگوید:پیغمبر به من گفت:من بر امتم از مومن و مشرک نمیترسم،زیرا مومن را خداوند به سبب ایمانش باز میدارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار میکند،ولیکن بر شما از هر منافق دل دانا زبان میترسم که آنچه را می پسندید میگوید و آنچه را ناشایسته میدانید میکند.(نهج البلاغه،نامه ۲۷)
در اینجا رسول الله از ناحیه ی نفاق و منافق اعلام خطر میکند،زیرا عامه ی امت، بی خبر و ناآگاهند و از ظاهر ها فریب می خورند.
و باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغتر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست زیرا احمق ابزار دست منافق است. قهرا مبارزه با احمق و حماقت خلع سلاح کردن منافق، و شمشیر از دست منافق گرفتن است.
«متفکر شهید مرتضی مطهری»
دلم خون است،میدانی برادر..................دلم خون است ،از این می نویسم *امین پور*
ـ آی مؤمن دینت به کجا رفته؟ نکند به پشت خانه های زور و کاخهای تزویر فرستاده ای؟ چقدر تکذیب کنیم و همه چیز را فقط به دامان تهاجم فرهنگی غرب بیندازیم؟ که اگر تهاجمی هست اول از خود ماست. چشمها نگران است و خونها در این دل لخته و دور،دور گوساله پرستان شده. هر چند که موسی صفتانی هستند باز با این وجود در جایی که عقل مسخ شده باشد ودیگر حرفهای بزرگ را نفهمد و نتواند حرفهای بزرگ هم بزند، مکتب و منشش را میفروشد چه رسد به...! ببندید چشمهای شهوت راو ببینید که از خون شهیدان کاخ سبز شده. مگر یاد و خاطره روزهایی که دیواری بین ما و خدا نبود فراموش می شود؟ مرد و نامرد درهم شده اند و شمشیرها را از پشت میبندند.ایکاش میدانستند که این شمشیرها در قلب چه کسی فرو می رود؟... این قصه سر دراز دارد!
از شعله و شور عشق پروانه صفت بودن/تا کرببلا میرفت آن بال که بگشودند/ازآن همه خون صحرا، شد باغ شقایقها/در معرکه میرفتند، با نغمه ی یازهرا(ع)/هر کس که سعادت داشت،برجبهه ارادت داشت/ این خوان مصفا بود،تا بوی شهادت داشت/بر غنچه ی لبهاشان لبیک حسینی بود/امید دل آنها لبخند خمینی بود/درمعرکه ها رفتند، تا پیش خدا رفتند/با تشنه لبی آخر،تا کرببلا رفتند/ گفتند که ما رفتیم،از کرده خود شادیم/این نهضت خونین را،در دست شما دادیم/تا زنده به ایمانیم،تادر خط قرآنیم/ با لطف امام عصر(ع)،درراه شهیدانیم/ السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله(ع)
درس اول:این است که هروقت جاهلها ونادانهاو بی خبرها،مظهر قدس و تقوا شناخته شوندو مردم آنها را سمبل مسلمان عملی بدانند،وسیله خوبی به دست زیرکهای منفعت پرست می افتد. این زیرک ها همواره آنها را آلت مقاصد خویش قرار می دهندو از وجود آنها سدی محکم جلو افکار مصلحان واقعی می سازند.بسیار دیده شده است که عناصر ضد اسلامی رسمآ از این وسیله استفاده کرده اند،یعنی نیروی خود اسلام را علیه اسلام به کار انداخته اند. استعمار غرب تجربه فراوانی در استفاده از این وسیله دارد و در موقع خود از تحریک کاذب احساسات مسلمین خصوصآدرزمینه ایجاد تفرقه میان مسلمین بهره گیری می نماید.چقدر شرم آور است که مثلآ مسلمان دلسوخته ای در صدد بیرون راندن نفوذ خارجی برآیدو همان مردمی که او می خواهد آنها را نجات دهد با نام و عنوان دین ومذهب،سدی در مقابل او گردند. آری اگر توده ی مردم جاهل و بی خبر باشند،منافقان از سنگر خود اسلام استفاده مینمایند.
درس دوم:این است که باید کوشش کنیم طرز استنباطمان از قرآن صحیح باشد. قرآن همواره مسائل را به صورت کلی و اصولی بیان میکند ولی استنباط و تطبیق کلی بر جزئی بسته به فهم و درک صحیح ماست. قرآن آمده است تا جاودانه بماند.پس باید اصول و کلیات را روشن کند تا در هر عصری باطلی رودر روی حق قرار می گیرد،مردم با معیار آن کلیات عمل کنند.
اساسا شناخت اشخاص و میزان صلاحیت آنها و حدود شایستگی و وابستگی آنها به اسلام و حقایق اسلامی، خود یک وظیفه
است و غالبآما از این وظیفه خطیر غافلیم...
* شهید آیت اله مرتضی مطهری *
عشقها یی کز پی رنگی بود ........ عشق نبود عاقبت ننگی بود![]()
....پس ای عزیزان دست از اسلام بر نداریدو به آن وابسته تر گردید که سعادت دنیا و آخرت در این است. (گوشه ای از وصیت شهید محمد رضا کارور،فرمانده گردان مالک)
بایه حساب سر انگشتی ۲۶ سال،۶ ماه و ۱۳ روز از تاریخ شهادت این سرباز پیر خمین(ره) میگذره، همه اینا رو نوشتم تا برسم به فاصله یا شاید هم سقوط، از اون اسلامی که اونا میگفتن و به خاطرش جان بر کف شدن تا این اسلامی که اینا ( شاید زمانی هم سنگرای اصحاب عاشورایی) میگن و به خاطر منافعشون فداش می کنن.
اسلام مرفهین، اسلام والضالین های بلند، اسلام خمس مالهای دزدی،اسلام بخشیدن ته مانده ها، اسلام شهوت قدرت و شهرت،اسلام فقط خواندن قرآن، اسلام پیرمردهای ۹۰ ساله ،اسلام آخر الزمان....
مگر نه این است که اسلام دین تسلیم است. مدعیان جنگ وجبهه و ولایت از یاد برده اند آنروزها که شاید نبوده ایم ولی خوب دیده و شنیده ایم.
اسلام پیرمردبودن جوانها ،اسلام خوردن ته مانده ها،اسلام کار برای خدا،اسلام ضد ریا و تظاهر به الله ، اسلام تسلیم ...
دنیا سراسر نیرنگ و بی مایگی است،اگر خط امام را فراموش کنیم تازه به اول بد بختی و دربه دری رسیده ایم. شهیدسید یوسف کابلی
با امام عهد کردیم نگذاریم این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد....هنوز هستیم چون ولایت هست،هنوز هستیم چون به قول سید شهیدان اهل قلم شهیدان زنده اند وحال آنکه....،
بگذار سکوت آنقدر در خود فریاد بزند تا گوش عالم را کر کند....
....اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.....
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...



